صبح جادویی

صبح جادویی

کتابک | صبح جادویی

  • نویسنده :   هال الرود
  • مترجملطیف احمدپور

نقد و بررسی کتاب صبح جادویی

 

تجربه‌ی نزدیک به مرگ، اتفاقی است که هر فرد به شکل متفاوتی با آن مواجه می‌شود. اما نقطه اشتراک این افراد تحولی است که در ذهن، روان و روند زندگی‌شان ایجاد می‌شود. گاهی این تحول به تغییرات فردی محدود می‌شود و گاه در حدی ‌است که توجه جهانی را به خود جلب می‌کند. هال الرود یکی از کسانی‌ست که این تجربه به نقطه عطف زندگی‌اش تبدیل شد و فعالیت‌های او در زمینه‌ی موفقیت را با افراد دیگر متمایز کرد. کتاب صبح جادویی اهمیت سحرخیزی و راه‌کارهایی برای شروع روز با تمام قدرت ذهنی و جسمی را برای مخاطب شرح می‌دهد.

معرفی هال الرود؛ تجربه‌ مرگ و نویسندگی

هال الرود در سال 1979 در کالیفرنیا به دنیا آمد. او نویسنده، کارآفرین و سخنران انگیزشی – خودشناسیِ مطرحی است که نوشته‌ها و سخنرانی‌هایش را براساس تجربیات شخصی خود بیان می‌کند. الرود در نوشته‌هایش سعی می‌کند مخاطب را به رویاهایش نزدیک کند و در نتیجه‌ی متحول شدن خواننده، توانایی‌های درونی انسان را به او یادآوری کند.

الرود در سن بیست سالگی با راننده‌ای مست تصادف کرد و به مدت شش دقیقه قلبش از حرکت ایستاد. در این حادثه یازده استخوانش شکست و پس از به‌دست آوردن هوشیاری‌اش متوجه شد هرگز نمی‌تواند راه برود. او این اتفاق را پله‌ای برای رشد شخصی‌ تلقی کرد و با روحیه‌ی جنگنده و تلاش‌گر خود، نه تنها توانست روی پایش بایستد و راه رود، بلکه در مسابقات دوی ماراتن به طول 52 مایل شرکت کرد و تا قبل از سی سالگی به یکی از کارآفرین‌های مطرح تبدیل شد.

الرود در دسامبر 2016 تجربه‌ی نزدیک به مرگ را برای دومین بار از سر گذراند. کلیه‌، شش و قلب او به مدت چند دقیقه از کار افتادند. بعد از این اتفاق مشخص شد او نوع نادری از سرطان خون دارد و این شروع سال سخت هال الرود بود. او درمان خود را کامل کرد و به فعالیت‌هایش ادامه می‌دهد.

 

درباره‌ کتاب صبح جادویی

 

الرود در کتاب The Miracle Morning, The 6 Habits That Will Transform Your Life Before 8AM  که با نام صبح جادویی، شش عادتی که با انجام آن‌ها قبل از ساعت 8 صبح، زندگیتان متحول خواهد شد، «معجزه‌ی سحرخیزی» و «صبح جادویی، شش عادتی که قبل از ساعت 8 زندگی‌تان را متحول خواهد کرد» ترجمه شده است، با بیان راه‌کارهای مفید در ده فصل به اهمیت سحرخیزی اشاره می‌کند و تاثیرات این عادت را در زندگی ترسیم می‌کند. کتاب از زبان مولف به شکل اول شخص، روایت می‌شود.

 

محتوای کتاب صبح جادویی چیست؟

 

هال الرود (Hal Elrod) در مقدمه‌ی کتاب زندگی، شرایط و سیر تحول خود از سال 1999 تا 2008 را بیان می‌کند. او در این بخش روند روبرو شدن با مشکلات فیزیکی، پذیرش شرایط و محدودیت‌های جدید، مواجهه با آسیب‌های روانی، ورود به دوران جدید و چگونگی تبدیل کردن شکست به فرصت و پله‌های رشد را شرح می‌دهد.

در فصل اول با عنوان «زمان بیدار شدن با تمام قواست» به کم بودن زمان و کوتاه بودن زندگی اشاره می‌کند. همچنین تاکید دارد انسان‌ها نباید به کمتر از ایده‌آل خود قانع شوند؛ چرا که هر فرد می‌تواند جزء معدود انسان‌هایی باشد که به وضعیت دلخواهی که شایستگی‌اش را دارند، برسد.

فصل دوم با نام «صبح جادویی؛ زاده‌ی اوج ناامیدی» درباره‌ی امید و البته ناامیدی در انسان و تاثیر آن بر زندگی و جامعه است. او تجربه‌ی شخصی‌اش در مواجهه با مرگ و بحران مالی را بیان می‌کند تا اهمیت زمین خوردن و پیشرفت شخصی را به شکلی روشن شرح دهد. در بخشی از این فصل نوشته است: «بنابراین یک تکه کاغذ سفید برداشتم و متحول‌کننده‌ترین تمرینات پیشرف شخصی را که در طی سال‌های گذشته یاد گرفته بودم اما هرگز انجام نداده بودم (حداقل نه به صورت مداوم)، بر روی آن نوشتم. فعالیت‌هایی مانند: درون کاوی (مدیتیشن)، تلقین به خود (جملات تاکیدی مثبت)، ثبت وقایع روزانه، تجسم و هم‌چنین مطالعه کردن و ورزش کردن.»

در فصل سوم، «بررسی حقیقی جامعه‌‌ی 95 درصدی» بزرگترین چالش در تاریخ بشر را به این شکل بیان می‌کند: «این‌که بهانه‌ها را پشت سر بگذاریم، کار درست را انجام دهیم، بهترینِ خودمان باشیم و زندگی رویایی‌مان را خلق کنیم؛ همان نوع زندگی که هیچ محدودیتی ندارد و افراد بسیار کمی تا به امروز به آن دست یافته‌اند.» او معتقد است تنها 5 درصد از انسان‌ها برای تحقق رویاهای‌شان تلاش می‌کنند.

فصل چهارم با نام «امروز چرا بیدار شدید؟» به اهمیت بیدار شدن و شروع روزانه‌ی انسان اختصاص دارد. الرود توضیح می‌دهد که اکثریت مردم از بیدار شدن در صبح ناراضی هستند و سپس با بیان دلایل این نارضایتی و عادت صبحگاهی نسبتا همگانی، ذهن انسان را برای حل این مشکل آماده می‌کند.

در پنجمین بخش کتاب، «خط مشی پنج مرحله‌ای بیدار شدن» راه‌کارهایی برای افزایش انگیزه هنگام بیدار شدن در صبح را در اختیار مخاط می‌گذارد و در فصل بعدی با نام «منجی‌های زندگی، شش راهکار حیاتی برای زندگی کردن با تمام قوا» به شکاف میان توانایی درونی انسان و شناخت هر فرد از خودش اشاره می‌کند.

 

در بخشی از کتاب صبح جادویی می‌خوانیم

شش روزدر کما بودم و با شنیدن این خبر از کما بیرون آمدم که دیگر هرگز نمی‌توانم راه بروم. بعد از هفت هفته‌ی چالش‌ انگیز توان‌بخشی در بیمارستان و تلاش برای یادگیری دوباره‌ی راه رفتن، به آغوش مراقبت والدینم ترخیص شدم و به دنیای واقعی بازگشتم. با وجود یازده استخوان شکسته، آسیب مغزی جدی و نامزدی که در بیمارستان نامزدی‌اش را با من به‌هم زده بود، زندگی‌ای که من می‌شناختم دیگر هرگز مثل قبل نمی‌شد. باور کنید یا نه، همه‌ی این‌ها به اتفاقات خوب و غیرقابل باوری منجر می‌شدند…

در نتیجه‌ی انتخاب قدردانی برای داشته‌ها، پذیرش بی‌قید و شرط نداشته‌ها و پذیرش مسئولیت کامل برای خلق چیزهای که می‌خواستم، سرانجام آن تصادف ویرانگر تبدیل به یکی از بهترین اتفاق‌های زندگی‌ام شد. با پذیرش این اعتقاد که هر اتفاقی به دلیلی رخ می‌دهد (اما وظیفه‌ی ماست که توانمندسازترین دلایل را برای چالش‌ها، رویدادها و پیشامدهای زندگی انتخاب کنیم)، از تصادفم استفاده کردم تا بازگشتی فاتحانه داشته باشم.

 

هنوز دیدگاهی ثبت نشده. شما اولین نفری باشید که درباره این مطلب نظر می دهد.
ارسال یک دیدگاه

ارسال یک دیدگاه

18 − شانزده =